شبی در مهمانسرای یزد...👆👆👆👆👆
حرمتی که نیمهشب در مهمانسرای کانون سردفتران ودفتریاران یزد شکست!
نوروز امسال، همزمان با ماه مبارک رمضان، برای دو شب اتاقی در مهمانسرای کانون سردفتران یزد گرفتم تلقی من این بود که مهمانسرا یعنی جایی که پناه و مأمن من و خانواده ام و همه سردفتران و دفتریاران است نه میدان هرجومرج!
اما چشمتان روز بد نبیند !ساعت یک نیمهشب، سکوت آن فضا با سروصدا، دعوا و زد و خورد یک خانواده با مسئولین مهمانسرا شکست. خانوادهها سراسیمه از اتاقها بیرون ریختند؛ زن و بچهها با چشمهای نگران، مردها با بهت و خشم.
من جلو رفتم و فریاد زدم:
«اینجا چه خبر است؟ مگر اینجا مهمانسرای سردفتران و دفتریاران نیست؟ این رفتار شرمآور در شأن این صنف نیست!»
و تازه همانجا بود که پرده افتاد؛ فهمیدیم بهجز من و یک سردفتر دیگر، هیچ سردفتری در مهمانسرا نیست. تمام اتاقها را کانون یزد برای کسب سود بیشتر، به غریبهها اجاره داده بود – آن هم با قیمتهای بالاتر.
یک تصمیم اشتباه که آرامش را فروخت و اعتبار صنف را لکهدار کرد.
آن شب، خواب و آسایش خانوادهها برباد رفت، پای پلیس به مهمانسرا باز شد، و حتی من برای شهادت دادن به کلانتری رفتم. اما سؤال اساسی اینجاست:
مهمانسرا چرا ساخته شده ؟ برای آرامش همکاران یا سودآوری؟
وقتی جای خانوادههای سردفتران به مهمانان گذری فروخته میشود، نتیجهاش همین است: هیاهو، بیحرمتی و خدشه به نام کانون.
پرسش های بی پاسخ من همچنان باقیست :
چه کسی تصمیم گرفت مهمانسرا را از مأمن صنف، به هتل تجاری تبدیل کند؟
چه کسی مسئول این بیآبرویی در نیمهشب رمضان است؟
مهمانسراهای کانون باید حریم امن صنف بمانند، نه محل معامله. اگر قرار باشد نام «کانون سردفتران ودفتریاران » روی سردرش باشد، نباید لکهای از این جنس بر پیشانیاش بنشیند.والسلام .هدایت اله رستگار سردفتر۷۵قم و مدیرروابط عمومی وامور رسانه کانون قم
پ.ن.این نوشته در شبکه های اجتماعی منتشر شد و باعث رنجش خاطر همکاران عزیزم شد که دو مطلب بعدی را بعد از رنجش همکاران نوشتم و اینجا منتشر کردم برای ثبت نوشته هایم در زمانی انقضاء وبلاگ نویسی!