سردفتری کانون فشار عصبی مستمر
✒️✒️
🔹چهارشنبهای که نه در تقویم بود و نه در اعلام رسمی، اما به لطف اطلاعرسانی استانداری و ادارات کل ثبت اسناد واملاک خاکستری و به تعطیلی تعبیر شد. سامانه ابتدا با وصلهپینهای از اتصال تا ساعت ۱۱، نفس کشید و سپس یکباره فرو ریخت؛ انگار نه انگار !. آنسوی صفحهکلیدها، سردرگمی و سکوت؛ اینسو، یک روز کاری رنگ عوض کرد و به تعطیلیِ خودخوانده تن داد. چهارشنبهای که نه تعطیل بود و نه غیرتعطیل—بلکه فقط بیتعریف بود.
امروز که با ذهنی لبریز از تنشهای شغلم به محل کارم رفتم مثل هرروز
اضطراب ناشی از احساس مسئولیت انتظامی،حقوقی و کیفری ، فشارهای مالیاتی، بازرسیهای متراکم، مراجعات فشرده مردمی، و حساسیت بیوقفه نسبت به صحت و اعتبار اسناد ، فشار دائمی سامانه های پرنقص مثل ثبت آنی و توابع آن مثل شاپرک،ثبت احوال و کارکردن در بیثباتی بخشنامه های هفتگی و فصلی بصورت رگباری در ذهنم رژه رفتند باخودم گفتم چرا
همه اینها شغلی را که باید مظهر اطمینان و آرامش باشد، به کانونی از فرسودگی روانی و فشار مستمر تبدیل کرده است؟🔷شیخ شوپنهاور از غیب آمد وگفت:
سردفتر، قاضی نیست اما باید مثل قاضی تصمیم بگیرد!
🔷خاله ی نیچه گفت :کارمند دولت نیست، اما تحت حسابکشیهای دولتیست!
🔷میرزابن محمود گفت :در هیچ نظام رفاهی طبقهبندی نمیشود، اما بار چند نهاد را به دوش میکشد.
🔷زیگموند فروید گفت :این حرفه، به تأیید رسمی اضطراب شبیه سایر حِرَف پراضطراب مثل خبرنگاری نیاز دارد. نه برای شکایت و تظلم!گفتم پس برای چه ؟
🔷فروید افزود : برای شناسایی یک حقیقت و آن اینکه
سردفتری، کار اداری نیست؛ خدمتگذاری در خط مقدم اعتماد مردم به قانون است.والسلام.☠️هدایت اله رستگار.سردفتر۷۵قم☠️
پ.ن: این نوشته آمیخته به طنز باالهام از اسامی مستعاری که امروز همکاران قم در پیامهای کانال ایتای دفاتراسنادرسمی قم بکاربردند،نوشته شد. 🙏